چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند
اذن و اختلاف پتانسیل

در ادامه باید بدانیم که در هر جایی چشمه به وجود نمی آید باید شرایطی را دارا باشد.
شرط اول: اذن و اجازه از سوی خداوند
بدین
معنی که خداوند اجازه ی قرار گرفتن در آن مسیر را به او بدهد. برای مثال؛
افراد بسیاری خارج از کنگره مصرف کننده قرص و مواد هستند اما همه ی آنها
نمی توانند به کنگره بیایند و درمان شوند بلکه باید اذنش صادر شده باشد.
شرط دوم: اختلاف پتانسیل
عاملی
است که اگر در چشمه نباشد آن چشمه جوشش لازم را نخواهد داشت. انسانها هم
اگر بخواهند تغییر کنند باید ظرفیت و اختلاف پتانسیل لازم برای آن جایگاه
را داشته باشند. برای مثال شخصی حتی با خریدن دوچرخه حالش خراب می شود و یا
اینکه به سفر دوم که می رسد نمی تواند آن جایگاه را تحمل کند و حالش بد می
شود.
هر چیزی برای حرکت نیاز به انرژی و یا به عبارت دیگر اختلاف پتانسیل دارد.
توپی را در نظر بگیرید، اگر آنرا در سطح صاف قرار دهید هیچ اتفاقی نمی افتد اما به محض ایجاد اختلاف سطح توپ شروع به حرکت می کند.
در
زندگی باید خواسته هایمان دقیق و مشخص باشد. برای کارهایی که انجام می
دهیم باید عشق و علاقه در آن باشد در غیر این صورت نه تنها هیچ گونه حس
خوبی بوجود نمی آید بلکه همیشه احساس بی حوصله گی می کنیم. در کنگره افرادی
هستند که ساعتها مشغول کار و خدمت اند اما در پایان روز باز هم انرژی
دارند چراکه تماما" کارهایشان با عشق و دوست داشتن است و زمان برایشان خیلی
زود و خوب می گذرد و حالا در نظر بگیرید فردی را که صبح تا شب پشت
میزمینشیند و از کارش لذتی هم نمی برد برای چنین فردی یک ساعت برایش ساعتها
طول می کشد و انرژی لازم هم ندارد و همیشه فکر می کند که جایگاه فعلیش
برایش کم است.
در نتیجه ما باید برای کارهایی که انجام می دهیم ارزش قائل باشیم و گرنه انرژیمان می سوزد.
مثلا"
اگر من آخر سفر اول هستم باید فکر کنم که: چقدر حالم خوب است، فکر کنم تا
چند ماه گذشته چقدر قرص و مواد مصرف می کردم و الانه چقدر دوز داروی درمانم
کم شده دائما" با فکر مثبت به خودم انرژی بدهم نه اینکه مثل بعضی افراد
بگویم خوب، مگر من چکار کردم؟ با این افکار منفی نه خود احساس خوبی دارم و
نه می توانم به دیگران حس خوبی منتقل کنم و تنها علت آن است که ارزش
جایگاهی که بدست آوردم نمی دانم.
زمانی من می توانم موفقیتهای بزرگ را کسب نمایم که ارزش و قدر موقعیت های کوچک را بدانم و ارج بنهم.
در
این میان باید از قیاس کردن بپرهیزم اگر پیشرفتی هر چند کوچک انجام دادم
خود را تشویق کنم چراکه تغییر در من بوجود آمده نه اینکه زانوی غم بغل
بگیرم و بگویم فلان شخص این کار را خیلی بهتر انجام داده.
در
طول سفر و تیپر مواد اگر ما آموزش ها را بگیریم و روی قوانین حرکت کنیم با
هر یک پنجم موادی که در هر 21 روز کم می شود به همان میزان انرژی خوب در
من ایجاد می شود و در روش تدریجی و یا DST کائنات نمی گویند که وقتی 11
ماه تمام شد به تو پاداش می دهیم بلکه با گذراندن هر پله با دادن حال خوب
به ما پاداش می دهند.
من
به عنوان رهجو برای ایجاد اختلاف پتانسیل باید همیشه خودم پیش قدم باشم.
برای نمونه داوطلب خدمت باشم در جلسات مشارکت کنم اگر می بینم شخصی حالش
خوب نیست صندلیم را به او بدهم با این کار حال خودم هم بهتر خواهد شد چراکه
احساس مفید بودن می کنم.
و حالا سوال اینجاست که با انجام کار منفی هم اختلاف پتانسیل ایجاد می گردد یا خیر؟
بله،
باز هم اختلاف پتانسیل ایجاد می شود و من انرژی می گیرم اما چون با رضایت
و لبخند و تشکر طرف مقابل نبوده انرژی آن نوع خوبی نیست چراکه به صورت
دزدی آنرا بدست آورده ام بنابراین حال خوبی هم از آن دریافت نخواهم کرد.
انرژی کاذب نداریم انرژی، انرژی است نکته مهم آن است که آیا با رضایت بدست آمده و یا با زور و ترس؟
مثل
اینکه من مزد کاری را با کار کردن بدست بیاورم و یا اینکه جیب شخصی را زده
باشم. هر دو پول است با این تفاوت که اولی با رضایت طرفین بوده اما دومی
با ترس صورت گرفته.
نکته
ی مهم دیگر آنست که اگر فردی حال فرد دیگری را خراب کند حتما" و قطعا"
اول حال خودش بد می شود. برای مثال کسی که به خودش نارنجک می بندد اول خود
را نابود می کند سپس اطرافیانش را از بین میبرد.
انسانها همه گی چشمه هستند اما اعمال، خواسته ها و دانش آنهاست که زلالی و یا زهرآگین بودن آن را مشخص می کند.
افرادی
هستند که به محض دریافت حال خوش زکات آن را می دهند یعنی باز پرداختش می
کنند برای نمونه اگر امروز حال خوبی دارم سعی می کنم به نحوی دیگران را
خوشحال کنم این گونه افراد با این کار به نوعی شکرگزاری میکنندو همیشه
چشمه هاشان زلال است.
برعکس
بعضی ها همیشه می خواهند؛ فقط گیرنده هستند؛ پول، غذا، حال خوب، جلب
توجه و . . . را همیشه می خواهند و در عوض خواسته هایشان هیچ باز پرداختی
ندارد و برای انجام کارها مدام شانه خالی می کنند و جا خالی می دهند. این
گونه افراد تبدیل به شوره زار می شوند. در شوره زار همیشه طوفان شن برپا می
شود.
اعمال منفی که انرژی نادرست تولید می کند سیستم ایکس را هم دچار اختلال می نماید.
خلقت، کائنات، هستی و کل سیستم به انرژی منفی احتیاج دارد و یا به عبارت دیگر به عنوان نیروی مکمل برای اختلاف پتانسیل نیاز است.
اگر اختلاف پتانسیل نباشد حرکتی نیست اگر حرکتی نباشد زندگی نیست.
حرکت لازمه ی زندگی است.
هیچ چیز در هستی و نیستی و در ماوراءی هستی وجود ندارد که حرکت نداشته باشد اگر حرکت نداشته باشد یعنی نیست.
پس
برای ایجاد حرکت ما نیاز به اختلاف پتانسیل داریم اگر بخواهیم به نور
برسیم باید تاریکی را دیده باشیم و یا اینکه انسانهای بد هم باید باشند
چراکه آنها آموزگاران ما هستند. در سیستم همه مدل انسان باید باشد که
اختلاف سطح بوجود بیاید.
جمله
ای از استادان هست که می گوید " بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه رباارزش
هم قوت کافی هم سایه بانهایتان برافراشته خواهد شد پس آن کنید که فرمان است
"
دائما"
می گوید چیزهای خوب بکارید مثل نخل و گندم تا مدت زیادی از آن بهره ببرید
اگر می خواهید زود به نتیجه برسید خیار بکارید همه ی اینها بستگی به بستر ی
که فراهم می کنید دارد اگر شوره زار بود که هیچ نمی روید و درختی نیست که
جلوی طوفان را بگیرد.
اگر
رهجو هستم باید به صورت مستمر دانشم را بالا ببرم تا اینکه به علم
راهنمایم برسم. اگر راهنما هستم باید با علم کنگره به روز باشم تا صحبتهای
تکراری نکنم و بتوانم سوالات رهجویان را پاسخ بدهم.
انسانهایی که خواسته های قوی و محکم دارند به بحر و اقیانوس می رسند .
چشمه
ها همیشه مثل جسم انسان ثابت هستند اما آبی که در آن به جوشش در می آید تا
کجا ها می تواند حرکت کند؟ انسان با ثابت بودنش و در جسم بودنش هم می
تواند افکارش را به حرکت درآورد و به دوردست ها هدایت کند.
چشمه
با وجود قلوه سنگها و تمام موانع اما بسیار قوی آنها را یکی پس از دیگری
کنار می زند تا راه خود را بیابد. انسانها نیز در برابر مشکلات باید
اینچنین رفتار کنند یعنی با تفکر سالم و خواست قوی مشکلات را حل نمایند.
و
در پایان انسانهایی چشمه ای جوشان هستند که بتوانند بر دیگران اثر مثبت
بگذارند افراد در کنارشان آرامش داشته باشند و خوشحال شوند همه را دوست
بدارد و در جمع بتواند جو خوبی ایجاد کند نشستن در کنار این افراد حتی بدون
اینکه سخنی از آنها بشنوید به شما آرامش خاطر می دهد.
پس
در نتیجه برای اینکه چشمه هایمان راکد نشود و تبدیل به لجن زار نگردد؛
باید دائما" آموزش بگیریم تا انرژی بدست بیاوریم وقتی انرژی بدست آمد
اختلاف پتانسیل ایجاد می شود و وقتی اختلاف پتانسیل ایجاد شد حرکت بوجودمی
آید و باعث جوشش چشمه میگردد. پایان